پازل - تاریخ: 1405/7/16 ساعت: 11:10
من تکه هایاین پازل بهم ریخته را هرشب میچینمو صبح روزگار دوباره با لجبازیمثل کودکی بهانه جوآنرا بهم میریزد .هر بام تا شامبدنبال تکه ای نان برای سق زدنمیدویمو شب حتی رختخواب گرم همخواب راحت را نمیدهد .بدنبال زندگیپرشتاب میدویمغافل از اینکه اویواشکی از پشت پنجره ی زمانما را تماشا میکند .گم شدگان راهیم ...
درس بی نام - تاریخ: 1405/7/16 ساعت: 11:10
درسِ بی‌ناماستاد، منبا دفتری سفیدو چند واژهکه هنوز شعر نبودند،به کلاس آمدم.گمان می‌کردمشعریعنی یافتنِ کلمه‌ایبرای آنچهدر دل می‌گذرد.توامامرا به جایی بردیکه واژهپیش از رسیدن،لحظه‌ای درنگ می‌کند.آنجا فهمیدمهمه‌چیزنام نمی‌خواهد.بعضی معناهااگر به زبان بیایند،از ژرفای آنهاکم می‌شود؛مثل احساسیکه می‌توانست...
بالش از پر پرنده - تاریخ: 1405/7/16 ساعت: 11:10
بالشم رااز پرِ کدام پرنده پُر کنمکه شب،این‌همه بی‌رحمانهمرا به هوای تو نکشاند؟کدام پرندهپرهایش را به من می‌بخشدتا بر بسترِ تنهایی‌امخوابِ توکمتر به سراغم بیاید؟ با من چه کردی، یار…که هنوزهرچه از خودم می‌جویم،در خاطره‌ی آغوش توجا مانده است.روزی خواهد رسیدکه خواهی فهمیدمن فقط تو را دوست نداشتم؛منتمامِ...
رفته ای با رفتنت - تاریخ: 1405/7/16 ساعت: 11:10
رفته ای با رفتنت غم دردلم کرد آشیانآشنا کردی مرا با دردهایی بی کران برده ای آرامشم درمانده حیران گشته امشورشی انداختی در دل تو ای نا مهرباندرچمنزار دلت هرگز ندیدم من وفاسینه را سوزانده ای انداختی آتش به جانآرزوهایم تو بر بادِِ فنا دادی صنمبرگ خشکی گشته ام بر من نبودی سایه باندر سرایت این چنین بنمو د...
هرباره آمدی که مرا در به در کنی - تاریخ: 1405/7/16 ساعت: 11:10
هَر باره آمدی که مرا دَر به دَر کُنیبا خاطراتِ زندگی ام خونجِگر کُنی پائیزِ خوبِ مانده به یادِ بنفشه ها!این باره آمدی که به جانم اَثر کُنیبَرگشته ای دوباره که این باغِ خُفته رااز لحظه های سردِ زمستان خبر کُنی؟سَرشاخه های لُختِ درختان خسته رادر گیر و دارِ اَرِّه و تیغ و تَبر کُنی!گفتی که با رسیدنِ خو...
خلوت پاییز - تاریخ: 1405/7/16 ساعت: 11:10
به خلوت پاییز سلام کن!اینجا همه چی آ،،، ر،،، ا،،،، م، است یا اینکه، رام، است، رام، رام،آرامشی را که بدنبالش برای یک رنگی،با دیگران می جویی اینجاست،اینجا، همه چیز رنگی است،رنگهایی که هر کدام سخن خود میگویند،از عطش عشق،از زردی و سردی دیگران،از خشگی و یبوست چهرهای در هم کشیده،از پژمردگی افکار پوچ شده،ا...
عاقبت کار - تاریخ: 1405/7/16 ساعت: 11:10
گفتم به تو هر کار کنی عاقبتش هستدر چرخ فلک ، دست زمان خوب و بدش هست گر بد کنی یا خوب به خود میزنی آخرهر ضربه ی آهسته به کس ، سخت ترش هستبر آهن دل مته زدن گر چه خطا نیستتو هر چه کنی خوب به من باز غمش هستآنقدر نزن طعنه و آنقدر مرنجانقلبی که در این سینه فقط شاهرگش هستاین خانه ویران شده را هیچ نلرزانبا ...
کنار پنجره ای نشسته ام - تاریخ: 1403/5/7 ساعت: 19:00
کنار پنجره ای نشسته امکه هنوز باز استچرا صدای مرا نمی شنود؟نگاه فرسوده،رنگ کتابی راکه تا بحال دویده استنمی بیند.این کتاب مملو ازتکه های خاطره هاستکه در حسرتیک لحظه دیدار،در سکوتی سنگینگم می شوند.این کتاب نه نامی داردنه نشانینه می توان آن را فروختنه می توان آن را خریدیک جلد بیشتر نداردخوانا نیستاما ن...
من بارها شنیده بودم، - تاریخ: 1403/5/7 ساعت: 19:00
من بارها شنیده بودم،که سیبِ سرخنصیبِ شغال می شود، ولیامرز، در روشنیِ روز شاهدمباغی گشوده راکه سیب های سرخ و سفیدش همه،فارغ از رنگ و بویشاننه نصیب،که اسیر و جویده می شوند،در مغز خوک هاو شالیزار پر از مترسکیکه انهدام،در انتظارِ ساقه های نزارش،به زیرِ پایِ گرازانیکی یکی استعنایت کرمیبرچسبها: عنایت کرمی...
بزرگ ترین خیانتی که - تاریخ: 1403/4/27 ساعت: 15:56
بزرگ ترین خیانتی که می توانی در حق کسی کنیاین است که او را در یک امیدِ نشدنی و محال حبس اش کنی و بگذاری انتظار بکشدژان فرانسوا لیوتارترجمه : مازیار منتظری تهرانیبرچسبها: ژان فرانسوالیوتار Adblock test (Why?)
یا حسین - تاریخ: 1403/4/27 ساعت: 15:56
ðx9fx92«اللًّهُـ‗__‗ـمَ صَّـ‗__‗ـلِ عَـ‗__‗ـلَى مُحَمَّـ‗__‗ـدٍ وَ آلِ مُحَمَّـ‗__‗ـَدðx9fx8c»و عَجِّـ‗__‗ـلّ فَّرَجَهُـ‗__‗ـمبـِسْمِ اللهِ الرَحْمـטּ ِ الرَحـِيمـْ ◊             "وَ إِטּ يَكَادُ الَّذِينَ كَفَرُوا لَيُزْلِقُونَكَ  بِأَبْصَارِهِمْ لَمَّاسَمِعُوا الذِّكْرَ وَيَقُولُوטּَ إِنَّهُ لَمَجْنُ...
همیشه افراد ساکت را دوست داشته ام , - تاریخ: 1403/4/27 ساعت: 15:56
همیشه افراد ساکت را دوست داشته ام ,هیچگاه نمی فهمی در حال رقصیدن در رویای خویشندو یا سنگینی بار هستی را به دوش می کشند.جان_گرینبرچسبها: جان گرین Adblock test (Why?)
باغچه - تاریخ: 1403/4/12 ساعت: 7:34
تو اوّلین روزنه ی نوریاز پنجره ی زندانبرای مردی اعدامی خیره به پاکت خالی سیگارصدای پیش از بهت بزرگیکه می گوید:آزادی !***آدم بی توکنار هزار آدم دیگر تنهاستگل محمّدی منخداحافظی تومرگ تمام باغچه های دنیاست...# دنیا غلامیبرچسبها: دنیاغلامی Adblock test (Why?)
دود اگر از خانه ای آباد، می گردد سحاب - تاریخ: 1403/4/12 ساعت: 7:34
دود اگر از خانه ای آباد، می گردد سحابسینه و قلب کسی باشد که می گردد کبابخوشه ای له میشود از مُشت ظلم می پرستتاشود یک قطره ی ویرانگر جام شرابدامن دریا بزرگ و رنج نا هنجار رودسینه صاف و سفید کوه می گردد خرابلاله های واژگون گر روید از رخسار کوهدامنش خیس عرق می شد زشرم آفتابتا نریزد ذره ذره ابر از شمشیر...
رفیق - تاریخ: 1403/4/7 ساعت: 14:37
نیاز داریم به یک نفر که رفیق باشد، نه دوست! که «دوست» یارِ شادی و آسانیست و «رفیق» شریک غمها و بانیِ لبخندها … که فرق است میان رفیق و دوست و ما اینروزها دلمان رفیق میخواهد،نه دوست!✍ مایک وایکینگبرچسبها: مایک وایکینگ Adblock test (Why?)
عیدتون مبارک✨️ - تاریخ: 1403/4/7 ساعت: 14:37
«أَلْحَمدُ لِلّهِ الَّذی جَعَلَنا مِنَ المُتِمَسِّکین بِوِلایةِ أمیرَالمؤمنین »شکرِ خدا کهنام «علی» در اذان ماستما شیعهایم وعشق «علی» هم از آنِ ماست.
زندگی - تاریخ: 1403/4/7 ساعت: 14:37
سپیده که سر بزند،در این بیشهزارِ خزاندیدهشاید دوباره گلی
ابرها - تاریخ: 1403/3/25 ساعت: 5:55
ابرهافانوسمان را دزدیدندگلدانهای پشت پنجره را شکستندو غبار اندوه رابر تار و پود گلیمهایمان گره زدندنگاه کنوزش پنجهی آبهای تاریک رابر گلوی ستارگانو آن سوتر ملخهاچگونهگیسوان بید را به باد می دهندما هم جا افتادهایمپشت لبخندهای سنگیدر تنهایی ژرف وکنار بیراههی سرگردانیتن می ساییمبه آتش نوازش بادنفرین بر ...
فصل بارانی - تاریخ: 1403/3/25 ساعت: 5:55
می رفت در جادههای خیسدر روزهای بارانیگفتم سایبانی آنجاستگقت میروم تا انتهای راهزیر درختبا برگهای بارانیخستهام از غبار راهکجاست باز همیک فصل بارانی؟حسن بهبهانی[گل]برچسبها: حسن بهبهانی Adblock test (Why?)
پای این پنجره - تاریخ: 1403/3/25 ساعت: 5:55
پایِ این پنجره هایِ زنگار زدهبس که باز کردیم سفرهٔ دلبه گوشِ سنگینِ این دیوارهابس که نجوا کردیم درد رادیگر گم گشت تمام روزهایماندر دلِ تاریکِ شبدیگر چنان از یاد شفق رفتیمکه سحر بی سپیده آمدو دیگر........ قطارِ شباز روی تمام روزهایمان گذشتبی آنکه به یادمان بماندسرخگاهِ غروباز ذبحِ خونبار خورشیدست با ...