یکی باید بیاید
-
تاریخ: 1398/3/17 ساعت: 16:00
یکی باید بیاید و حال این روزهایم راخوب کند...وچه کسی بهتر از تو؟ !#مائده_غضنفری
من مردی هستم ؛
-
تاریخ: 1398/3/17 ساعت: 16:00
من مردی هستم ؛جدیکمی اخموحساسو کمی لجباز!!و تو كسی هستی کهمیتوانی تمام این معادلات را در من بهم بزنی!!#محسن_دعاوی
فاش میگویم و از گفته خود دلشادم
-
تاریخ: 1398/3/17 ساعت: 16:00
فاش میگویم و از گفته خود دلشادمبنده عشقم و از هر دو جهان آزادمطایر گلشن قدسم چه دهم شرح فراقکه در این دامگه حادثه چون افتادممن ملک بودم و فردوس برین جایم بودآدم آورد در این دیر خراب آبادمسایه طوبی و
خانه تاریک و دلم تنگ، کجا بنشیند؟
-
تاریخ: 1398/3/17 ساعت: 16:00
اگر آن شاه دمی پیش گدا بنشیندفتنه و غارت و خونریز و جفا بنشیندگر بیابد به دعا عاشق و دلخسته وصالسالها بر در خلوت به دعا بنشیندچون قدم رنجه کند دوست به پرسیدن منخانه تاریک و دلم تنگ، کجا بنشیند؟خانه دی
من همه محو تماشای نگاهت
-
تاریخ: 1398/3/17 ساعت: 16:00
روزی درخواهی یافت که
-
تاریخ: 1398/3/17 ساعت: 16:00
روزی درخواهی یافت که کل کائنات را میتوانی در درون خودت بیابیو آنگاه یک کیمیاگر خواهی بود و در جهان نخواهی زیست؛ بلکه ..جهان در تو خواهد زیست !دیپاک جوپرا
داستانک سوراخ
-
تاریخ: 1398/3/17 ساعت: 16:00
صاحب فروشگاه جای دو سوراخ یخچال را با مهارت ترمیم کرد و با تخفیف آن را به فروش رساند. پزشک اما سوراخ کتف مرد را شکافته بود. گلوله ی بیرون آمده از قلب کولبر برای تحویل به پاسگاه مرزی صورت جلسه شد.نویسنده: حمید سلیمانی رازانداستانک سوراخ برگزیده نهایی جشنواره سیزیف با موضوع کولبران شد.
از آن بازوت را دادند نیرو
-
تاریخ: 1398/2/11 ساعت: 23:51
از آن بازوت را دادند نیروکه گیری دست هر بی دست و پا را..#پروین_اعتصامی
:)))
-
تاریخ: 1398/2/11 ساعت: 23:51
بازرگانی زنی زیبـا روی بنام زهره داشت. روزی بازرگان عزم سفر کرد بر تن زن لباسی سفید پوشاند و کاسه ای پر از رنگ نیل به غلام خود داد و گفت:هر وقت زن مرتکب کاری ناشایست یا خیانتی شد بدون آنکه بفهمد یک ان
بهار
-
تاریخ: 1398/2/11 ساعت: 23:51
انسانیت
-
تاریخ: 1398/2/11 ساعت: 23:51
ﻋﮑﺎﺱ: ﻣﯿﺘﻮﻧﻢ ﺍﺯﺕ ﯾﻪ ﻋﮑﺲ ﺑﮕﯿﺮﻡ؟ﭘﺴﺮ: ﮐﻪ ﭼﯽ ﺑﺸﻪ؟ﻋﮑﺎﺱ: ﮐﻪ ﻣﺮﺩﻡ ﺑﺒﯿﻨﻦ ﺑﺎ ﭼﻪ ﺭﻧﺠﯽ ﺑﺮﺍﺩﺭﺗﻮ ﺗﻮﯼ ﺍﯾﻦ ﺳﺮﻣﺎ ﺭﻭ ﮐﻮﻟﺖ ﮔﺬﺍﺷﺘﯽﭘﺴﺮ: ﻣﯿﺘﻮﻧﯽ ﺑﻬﻢ ﮐﻤﮏ ﮐﻨﯽ؟ﻋﮑﺎﺱ: ﭼﻪ ﮐﻤﮑﯽ؟ﭘﺴﺮ: ﮐﻤﺮﻡ ﺩﺭﺩ ﮔﺮﻓﺘﻪ ﻣﯿﺘﻮﻧﯽ ﺑﻪ ﺟﺎ ﻋﮑﺲ ﮔﺮﻓﺘﻦ ﺑﺮﺍﺩﺭﻣﻮ
معبد خداوند
-
تاریخ: 1398/2/11 ساعت: 23:51
معبد خداوند فقط به رویدلی شاد و آواز خوان و رقصان باز است.دل گرفته را به این معبد راهی نیست،پس، از اندوه اجتناب کن#اﺷﻮ
کتاب روزها در راه
-
تاریخ: 1398/2/11 ساعت: 23:51
سعی میکنم فکر نکنم، یا اقلا کمتر فکر کنم تا بتوانم زنده بمانم، تا به سرم نزند و پاک خودم را نبازم.نشستهایم و تماشا میکنیم.میترسم که آخر کار، چیزی به اسم ایران فقط در تاریخ بماند و نه در جغرافیا.#کتاب روزها در راه | نوشتهی شاهرخ_مسکوب #
چقدر دلم کودکی می خواد
-
تاریخ: 1398/2/11 ساعت: 23:51
نور
-
تاریخ: 1398/2/11 ساعت: 23:51
گیاهان فاقد عقلاند اما اگر آنها را باسرپوشی بپوشانی که دارای یک سوراخ باشد آنها به دنبال نور از همانجا بیرون میزنند ، پس چرا ما با داشتن عقل نور را دنبال نمیکنیم؟مارتین هایدگر
"امنیت"
-
تاریخ: 1398/2/11 ساعت: 23:51
"امنیت"تنها به معنی عدم جنگ در کشور نیست،"امنیت"حقیقی یعنی تمام افراد جامعه بدون توجه به نژاد ،دین ،طبقه جنسیت و پایگاه اجتماعی از حقوق یکسان برای رشد برخوردار باشند..#نلسون_ماندلا
زندگی سهم مردم جدی نیست
-
تاریخ: 1398/2/11 ساعت: 23:51
زندگی سهم مردم جدی نیستآن هایی که جدی هستند سهم شانسختی و فشار استزندگی به آن هایی تعلق دارد که شاد هستند و در بزم اندآن هایی که می دانندبودنشان را چگونه جشن بگیرند.
این چندمین شب است
-
تاریخ: 1398/1/15 ساعت: 20:00
این چندمین شب استکه بیدار مانده ام آنگونه ام کهخواب قبولم نمیکند...!#محمد_علی_بهمنی
هرچه این احساس را در انزوا پنهان کند
-
تاریخ: 1398/1/15 ساعت: 20:00
هرچه این احساس را در انزوا پنهان کندمی تواند از خودش تا کی مرا پنهان کند؟عشق قابیل است؛ قابیلی که سرگردان هنوزکشته خود را نمی داند کجا پنهان کند!در خودش من را فرو خورده ست، می خواهد چه قدرماه را بیه
در دنیا چیزی ندارم ،
-
تاریخ: 1398/1/15 ساعت: 20:00
دردنیاچیزی ندارم ، جز ،چشمهای تو و غمهای خویش...:)#نزارقبانی